تبلیغات
هنر دوره ابتدایی - تربیت هنری

هنر دوره ابتدایی

تربیت هنـــــــــــــری ********خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد ******** تربیت هنـــــــــــــری

 

تربیت هنری

 

نوع مطلب :تربیت هنری ،

نوشته شده توسط:علی اکبر ادهم ماراللو آموزگار ششم مدرس هنر دوره ابتدایی

تربیت هنری

دیباچه

     هنر ، از الفاظی است كه در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. در لغت نامه ی دهخدا به معنای علم ، معرفت ، دانش ، فضل و فضیلت، فرزانگی ، كمال كیاست و بالاخره به معنای فراست و زیركی نیز آمده است.

     هنر، در اندیشه ی دینی ، درك یك حقیقت آرمانی است كه در هنرمند ، دغدغه ی شدن را ایجاد می كند. هنرمند فاصله بین بودن و شدن را درك می كند و برای طی این فاصله به تلاشی عمیق می پردازد، تا چگونه شدن را متجلی سازد.

* جایگاه و نقش هنر در برنامه ی درسی دوره ابتدایی

      هنر یك از مواد درسی دوره ی ابتدایی است كه در جدول درسی پایه های اول و دوم ابتدایی ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم ، چهارم و پنجم یك هفته یك ساعت و یك هفته دو ساعت به آن اختصاص داده شده است.

      پژوهشگران معتقدند كه هر فرد برای زندگی در جامعه یا به اصطلاح شهروند خوب بودن، باید باهوش باشد؛ زیرا هوش با توانایی حل مسائل و كارآیی درمحیط طبیعی و واقعی ، ارتباط فراوان دارد.

     در كتاب «چیستی ، چرایی و چگونگی آموزش عمومی هنر» آمده است كه هوش ، قابلیت حل مسئله یا تولید وخلق یك محصول یا ساخت چیزی است كه در یك فرهنگ ، ارزشمند شناخته شود.(گاردنر، 1982)

      در كتاب «هوش های چندگانه در كلاس درس» به نقل از گاردنر گفته شده كه هوش دارای انواعی است كه مركز هر یك از آن ها در قشر خاكستری مغز شناخته شده است. انواع هوش كه تاكنون شناخته شده اند، عبارتند از :

1- هوش كلامی (زبانی): توانایی كاربرد درست واژه ها و عبارت ها به صورت گفتاری و نوشتاری است. این هوش در شاعران ، نویسندگان ، وكلا و روزنامه نگاران، برجسته تر است.

2- هوش منطقی – ریاضی: توانایی استفاده ی درست از اعداد و ارقام و بیان استدلال منطقی و درست در طبقه بندی ، استنباط ، تعمیم ، محاسبه ، آزمون و فرضیه است. این هوش در علمای منطق ، دانشمندان علوم تجربی و ریاضی دانان، برجسته تر است.

3- هوش فضایی- مكانی : توانایی تفكر در قالب شكل ها و الگوهاست و مستلزم شناسایی رنگ ، خط ، شكل فضا و رابطه ای است كه میان این عوامل وجود دارد. به علاوه ، توانایی تجسم و بازنمایی این عوامل است. این هوش در نقاشان ، معماران، خلبانان ، دریانوردان و جراحان برجسته تر است.

4- هوش حركتی – جسمانی: توانایی بهره گیری از كل یا بخش هایی از بدن برای بیان افكار و احساسات است و مهارت های فیزیكی خاص از قبیل تعادل ، هماهنگی ، چالاكی، قدرت، انعطاف پذیری ، سرعت و هم چنین قابلیت های لمسی را شامل می شود این هوش در ورزشكاران ، هنرپیشگان و جراحان برجسته تر است.

5- هوش موسیقایی: ظرفیت تفكر در حیطه ی موسیقی نظیر حساسیت نسبت به صداها و ضرب آهنگ های محیط زندگی ، درك الگوهای موسیقایی ، تشخیص اصوات و ساختن موسیقی است. این نوع هوش در موسیقی دانان و نوازندگان بیشتر دیده می شود.

6- هوش درون فردی: شناخت دقیق فرد از خویشتن ، علایق ، تمایلات ، ضعف ها و قوت ها ، حالات درونی ، قدرت خویشتن داری ، انضباط فردی و عزت نفس خود است.

7- هوش میان فردی (اجتماعی): توانایی درك احساسات و حالات روحی دیگران كه مستلزم حالات چهره ، صداها ،‌ایما و اشارات است و به برقراری ارتباط با دیگران كمك می كند.  این نوع هوش در معلمان ، درمانگران ، فروشندگان و سیاستمداران برجسته تر است.

8- هوش طبیعت گرا: مهارت در شناخت و طبقه بندی گونه های مختلف – گیاهان و جانوران و محیط فردی یا سایر پدیده ها مثل تشكیل ابرها و كوه ها و توانایی تشخیص دادن موجودات زنده از غیر زنده است. این هوش در زیست شناسان برجسته تر است.

9- هوش وجودگرا: توجه انسان به مسائل زندگی غایی، كیستی انسان ،‌ معنای زندگی، معنای مرگ ، سرنوشت نهایی انسان و جهان مادی و معنوی است. این مباحث را بیشتر افراد مذهبی یا فلاسفه بررسی می كنند.

     بخشی از هوش ، جنبه ی زیستی و وراثتی دارد؛ بخشی از آن اكتسابی است و به تجربیات والدین و مربیان ، زمان و مكان تولد، پرورش فردی و اوضاع محیط وابسته است. همه ی افراد از همه ی مقوله های هوشی بهره مندند. اگر فرد از آموزش ، تشویق و استغنای محیطی كافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود هر یك از مقوله های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملكرد، توسعه دهد. مقوله های هوشی از طریق شركت در فعالیت های فرهنگی ارزشمند، به تحرك واداشته می شوند و توسعه می یابند. انواع هوش به تنهایی یا در تركیب با هوش های دیگر می توانند در حوزه های هنر ، به كار گرفته شوند و از آن ها برای تولید یا فهم آثار هنری استفاده شود.

     درس هنر دوره ی ابتدایی با «ارتباط با طبیعت » شروع می شود و سپس به رشته های نقاشی ، كاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه و نماش می پردازد. دانش آموزان در كنار این رشته ها با میراث فرهنگی نیز آشنا می شوند.

          مطالعات مختلف نشان می دهد كه فعالیت های هنری ، مهارت كلامی كودكان را وسعت می بخشند، قدرت بیان غیر كلامی آن ها را پرورش می دهند، بر صبر و تحمل و سعه ی صدر آن ها می افزایند و آنان را به نظم و انضباط و تمیزی پای بند می كنند.

     فعالیت های هنری ، قلب و ذهن را پرورش می دهند ، قدرت یادگیری ، شناخت و تجارب مفید خود را در كنار هم قرار دهند، سازمان دهی كنند و به فهم و درك كامل تری نائل آیند. فعالیت های هنری زمینه ی مناسبی برای تجربه ی موفق در فرایند كار هستند. از این رو ، فرد با آگاهی از توانایی های خود ، به اعتماد به نفس بیشتری دست می یابد و این نیز می تواند زمینه ی تلاش بیشتر و موفقیت در امور دیگر را فراهم آورد. این ها كاركردها و نقش های اولیه ی فعالیت های هنری هستند كه در صورت بها دادن به درس هنر و اجرای برنامه در ساعت مختص به آن اتفاق می افتند.

      بنابراین ، می توان گفت كه هنر ظرفیت های فراوانی را برای رشد مهارت های فرایندی دانش آموزان در اختیار معلم قرار می دهد. معلم با طراحی آموزشی مناسب برای ساعت درس هنر ، می تواند از قابلیت های مختلف این درس بهره گیرد.

      شاید بتوان گفت كه هنر به عنوان یك فرا برنامه ی درسی ، توان آن را دارد كه محور ساماندهی آموزش در دوره ی ابتدایی باشد ؛ زیرا همه ی معلمان این دوره برای درس های مختلف از هنرهایی مثل نقاشی ، كاردستی ، شعر و سرود ، قصه ، نمایش و ... استفاده می كنند. البته این ها كاركردها و نقش های ثانویه ی هنر است كه در سایه ی بها دادن به برنامه ی درسی هنر و فعال كردن این برنامه در ساعت مربوط به آن ، اتفاق خواهد افتاد.

       در دوره ابتدایی ، فقط یك معلم آموزش همه ی درس ها را برعهده دارد. پس لازم است كه او توانایی آموزش دادن همه ی درس ها را داشته باشد و آموزش مفاهیم و مهارت های درس های مختلف را در طول سال تحصیلی به گونه ای سامان دهد كه دانش آموزان نگرش ها و تجربه های مورد نیاز برای زندگی را به دست آورند.

* آشنایی با برنامه ی درسی هنر دوره ی ابتدایی 

رویكرد برنامه ی درسی هنر

     رویكرد برنامه ی درسی هنر «تربیت هنری » است. انجام دادن فعالیت های هنری در فضایی كه كودكان ، آزادانه تخیل و اندیشه كنند ، حواسشان تقویت شود ، ظرفیت های نهفته ی هوش و تفكرشان پرورش یابد، عواطف و احساساتشان توسعه یابد و استعداد و خلاقیت هایشان شكوفا شود، به «تربیت هنری» منجر می شود.

     جروم هاپس من، تربیت هنری را ناظر بر حواس مختلف ، رشد تجارب حسی و لمسی ، حساسیت و برخورد عمیق با جلوه های بصری هنری و نقادی هنرمندانه می داند. در واقع از نظر وی تربیت هنری شامل آموزش حواس ، رشد تجارب بصری، آفرینش و فهم اشكال نمادین بصری و نیز رشد آگاهانه ی تصورات بصری در نقاشی ، مجسمه سازی ، هنرهای تزیینی وآموزش در زمینه های كاربرد و اعمال قضاوت نقادانه ی تجارب بصری است.    

     «تربیت هنری» باید طوری برنامه ریزی و اجرا شود كه با گذشت زمان ، دانش آموزان مستقل شوند و وابستگی آن ها به معلمان و نهادهای آموزشی كاهش یابد. دانش آموزان باید بتوانند خود ، فرایند فعالیت هنری را طی كرده و محصول هنری مورد نظر را تولید كنند. توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان و سطح رشد هر یك از آنان،یكی از ویژگی های تربیت هنری است كه شیوه ی برخورد با دانش آموزان را تبیین می كند.

      آن چه در مباحث مربوط به تربیت هنری نیز مطرح می شود ،‌ایجاد شرایط لازم برای رشد خلاقیت و تخیل كودكان و آشنا كردن آن ها با شیوه های بیانی و ابراز هنرمندانه ، طراحی و اجرای هنری ، كسب آگاهی از هنر و تاریخ و قدردانی از هنرمندان و آثار هنری و ارزشمند شمردن آن هاست.

    دانش آموزان باید یاد بگیرند كه چگونه ببینند ، بشنوند ، ارتباط برقرار سازند و به سوی تولید محصول هنری حركت كنند. آن ها می آموزند كه چگونه محیط می تواند به احساس و عمل آن ها شكل دهد و چگونه با فعالیتی منظم و هدفمند می توانند قابلیت های وجودی خود را برای بیان هنری رشد دهند.

    «تربیت هنری» را به پنج موضوع كلی می توان تفكیك كرد كه عبارت اند از :

 1- زیبا شناسی 2- ارتباط با طبیعت 3- آشنایی با تاریخ هنر 4- تولید محصول هنری 5- نقد هنری

    این مباحث ، مهم ترین عناصر آموزش هنر از دوره ی ابتدایی تا دانشگاه هستند و بنابر سطح آموزش و متناسب با سنین آموزشی ، باید مطرح شوند.

1- زیباشناسی : از آن جا كه هنر مبتنی بر شناخت زیبایی و آفرینش زیبایی است ، خلاقیت ،‌ ابداع و آفرینش یك اثر زیبای هنری ، جز با شناخت مفهوم جمال و زیباشناسی میسر نمی شود.به تعبیری ، مفهوم تربیت هنری كه به هنر خلاق مربوط می شود می تواند به فرایند رشد تیزبینی سرعت ببخشد و حساسیت فرد را نسبت به زیبایی افزایش دهد. زیبایی ها ،‌ چه آن ها كه در نمایشگاه طبیعت اند و چه آن ها كه محصول فكر و ذوق انسان اند ، از دیدگاه اسلام محبوب و مطلوب اند و همه ، مستند به خدا هستند. پس ، از اولین قدم ،‌ آشنا كردن كودكان با زیبایی های محسوس موجود در طبیعت باعث تقویت حس زیباشناسی و زیبادوستی در آن ها می شود و آن ها را از زشتی ها دور می كند.

2- ارتباط با طبیعت: طبیعت با همه ی اجزاء و در همه ی نشانه هایش زیباست، طبیعت برای همه زیباست. كودك ، جوان و پیر ، روستایی و شهری ، عالم و هنرمند و ... همه و همه ، طبیعت را دوست دارند و آن را در نهایت كمال ، می شناسند.

     آمیختگی با طبیعت و تاثیر پذیری از آن ، در زندگی و آثار انسان هویداست. ساخته های بشری از آغاز تاكنون از طبیعت الهام گرفته اند. انسان با دقت در محیط پیرامون خود ، به نكات و ظرایفی دست یافته و توانسته است به اختراعات و ابداعات تازه ای دست یابد. پس ، توجه به طبیعت و دقت در مشاهده ی آن و دیدن آن چه در اطراف ماست، بر یادگیری و تجربه های ما تاثیر بسیار مهمی دارد.

      شناخت پدیده های طبیعی و پرورش حساسیت حواس ، زمینه ی مناسبی را برای فعالیت هنر ایجاد می كند و ایجاد حساسیت و شناخت در ذهن كودكان ، زمینه های رشد و خلاقیت را فراهم می آورد. و باعث لطافت بیشتر روحیه ی آنان می شود.

3- آشنایی با تاریخ هنر: در جریان تربیت هنری ، كودكان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آن ها آثار هنری و تاریخی و نیز آداب و رسوم و سنت های پسندیده ی كشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند. میراث فرهنگی كه گنجینه ای از دانش ها ، مهارت ها ،‌ فنون ، عواطف ، زیبایی ها و هنرهاست، می تواند ما را آموزش دهد، الهام بخش اندیشه و كار هنری ما و آیندگان مان باشد و نیز ، به ما در رسیدن به ایده ها و آثار جدید علمی و هنری كمك كند.

4- تولید محصول هنری : كودكان تخیلات (دنیای خیال) خود را با استفاده از ابزار و مواد گوناگون به صورت اثر هنری ارائه می كنند. آن ها در فرایند فعالیت هنری، راه های مناسب تری را كشف می كنند و علاوه بر عرضه محصولی تازه ، به بیان هنری نیز دست می یابند، بدین ترتیب، بین ابزار ، اشیا ، تفكرات ، احساسات و تخیلات خود ارتباطی تازه برقرار می سازند و به پدیده ها و اشیای پیرامون خود ، نگاهی متفاوت پیدا می كنند. این گونه است كه كودك با انواع صورت ها خیالی دیداری ، شنیداری و ... خیال پردازی می كند و با ابتكار خود ، به ابداع و خلق آثار تازه ای دست می زند. بنابراین ، به منظور ایجاد فرصت برای بروز خلاقیت در كودكان ، باید آن ها را در یافتن راه مناسب بیان هنری آزاد گذاشت و از دادن الگوها ، نقش ها ، رنگ ها و حركتهای از پیش تعیین شده ، اجتناب كرد.

5- نقد هنری: در پایان هر فعالیت هنری لازم است كودكان را تشویق كنیم كه در باره ی فعالیت و اثر هنری خود توضیح دهند و دانش آموزان دیگر نیز آن چه را می بینند ، بیان كنند، به این ترتیب ، مقدمات آشنایی با نقد و تجزیه و تحلیل هنری فراهم می شود. توصیف موضوع و داستان كار عملی و نیز شیوه ی اجرای آن توسط دانش آموز، مهم ترین بخش از وارد شدن به حوزه ی نقد هنری است. البته مسئله ی مهم این است كه بیش از هر چیز ، نكته های مثبت و پسندیده ی فعالیت ها و آثار هنری دانش آموزان مورد تشویق قرار گیرد.

اصول برنامه ی درسی هنر

1- برخورداری درس هنر از جایگاهی مستقل و تعریف شده

2- جامعیت محتوایی

3- انعطاف پذیری

4- كودك محوری

5- پرورش خلاقیت

6- تلفیق رشته های هنری

7- یادگیری مشاركتی

8- پویایی و استمرار

1- برخورداری درس هنر از جایگاهی مستقل و تعریف شده

      درس هنر ، در ردیف هفتم  جدول مواد درسی دوره ی ابتدایی قرار گرفته است. به این اعتبار، در پایه های اول و دوم ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم ، چهارم و پنجم ، در یك هفته دو ساعت و در یك هفته ،‌یك ساعت به درس هنر اختصاص دارد. در این دو ساعت، برنامه ی درسی هنر در كلاس ها اجرا می شود. 

     معلم به تناسب شرایط كلاس و مدرسه ی خود ، برنامه این دو ساعت را تنظیم می كند اما از آن جا كه فعالیت هنری باعص شادی ونشاط بچه ها می شود و آن ها را برای یادگیری درس های دیگر آماده می كند ، توصیه می شود كه این درس ، در دو روز مجزا و در ساعت دوم قرار گیرد، به جز برای فعالیت هایی كه طولانی است و به دو ساعت پشت سر هم نیاز دارد.

2- جامعیت محتوایی

          درس هنر از تنوع رشته های هنری برخوردار است . در این درس ، رشته های نقاشی ، كاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه ونمایش دركنار هم قرار گرفته اند.این رشته ها علاوه بر داشتن عناصر مشتركی چون زیبایی ، هر یك مبانی ، زبان و كاركردهای ویژه ی خود را دارند.

3- انعطاف پذیری

       محتوای درس هنر ، در رشته های مختلف طراحی شده است. نگاهی به گذشته ی تاریخی ایران اسلامی ، وسعت جغرافیایی و تنوع قومی و فرهنگی  آن نشان می دهد كه هنرهای بومی متعدد و متنوعی در مناطق مختلف وجود دارد. معلم ها ، دانش آموزان ، كلاس های درس و مدرسه ها نیز در همه جا یكسان نیستند.

      در درس هنر ، بخش هایی به عنوان فعالیت های یادگیری تنظیم شده است. اجرای مو به موی همه ی فعالیت ها در هیچ جا اجباری نیست. معلم ، امكانات ، وسایل ، ابزار و مواد در دسترس ، خواسته ها و توانایی های دانش آموزان و فضای كلاس و مدرسه را می شناسد. پس با نگاهی دقیق به تعدد و تنوع رشته ها ، فعالیت های یادگیری ، كاركردها و نقش اولیه ی فعالیت های هنری ،‌با در نظر داشتن رویكرد برنامه ، حفظ اصول و برای رسیدن به اهداف آن ، طراحی آموزشی هر جلسه ی درس خود را انجام می دهد. دانش آموزان در انتخاب موضوع فعالیت ،‌ وسایل ، ابزار و مواد ،‌چگونگی طی فرایند فعالیت هنری ، محل نشستن ، انتخاب شریك و ... نسبتاً آزاد هستند و در قبال این ازادی ،‌مسئول انجام دادن به موقع فعالیت هایش است.

4- كودك محوری

      دانش آموزان به طور فطری فعال و جست و جو گرند. برنامه درسی هنر بر «فعالیت دانش آموزان » تمركز دارد. معلم شرایطی را فراهم می آورد تا دانش آموزان توانایی های حسی – حركتی و قدرت تخیل و تفكر خود را طی فرایند فعالیت و ارائه ی یك محصول هنری بیان كنند و ارتقا بخشند. معلم با دقت در گفت و گوهای خود با دانش آموزان و مشاهده ی رفتار آنان در كلاس ،‌از علایق ، تمایلات و تجربه هایشان آگاه می شود و در می یابد كه هر یك از آنان ، چگونه مفاهیم را یاد می گیرند و مهارت ها را كسب می كنند ، در نتیجه ،‌او خواهد توانست برای هر جلسه ی درس هنر برنامه ای روشن و واضح ،‌ متناسب با دانش آموزان خود طراحی و اجرا كند ؛ به طوری كه آنان قادر به انجام دادن آن باشند و احساس آزادی و حق انتخاب خود را در آن تجربه كنند.

5- پرورش خلاقیت

        هر انسانی به طور نسبی قادر به انجام دادن كاری خلاق است. خلاقیت را «تولید یك ایده یا محصولی نو» تعریف  كرده اند.چیزی كه تاكنون از نظر فرد پنهان بوده ، ولی با اشراف بر قوانین هستی ، آن را كشف كرده است. عناصر خلاقیت نیز دو گونه اند ؛ برخی از آن ها ژنتیكی و برخی اكتسابی یا محیطی و اجتماعی اند.  به طور كلی فضایی كه كودكان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی كه از خود نشان می دهند، به آموزش ، تجربه و سطح پرورش فكری و جسمی آن ها بستگی دارد. همه ی كودكان از انواع هوش برخوردارند. هوش همراه با آموزش مناسب و كسب تجربه ،‌مهارت های لازم برای خلاق بودن را در اختیار آنان قرار می دهد. «بزرگ ترین كمك معلم در پرورش خلاقیت دانش آموزان ، كمك به آن ها برای یافتن عوامل موثر بر خلاقیت و گسترش آن هاست. این عوامل عبارت اند از : «توانایی های فردی ف كسب مهارت های انجام دادن كار ، انگیزه درونی ، تفكر خلاق و فضای شاد.» (ترزا آمابلی ، 1377)

6- تلفیق رشته های هنری

       در برنامه درسی هنر ،‌ رشته های مختلفی مانند نقاشی ،‌كاردستی ،‌ تربیت شنوایی ،‌ قصه و نمایش ،‌آشنایی با میراث فرهنگی و ... طراحی شده است. وجود این رشته های متعدد برای برقراری ارتباط حسی و عاطفی با طبیعت و محیط ، درك زیبایی ها و الهام گرفتن از آن ها ، پرورش هوش های چند گانه وتوسعه ی تفكر ، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.در طبیعت ، رنگ ها  ، شكل ها ، صداها ، حجم ها ،‌ اندازه ها و ... آن چنان با هماهنگی و نظمی زیبا در هم آمیخته اند كه آن ها را جدا از هم نمی توان درك كرد. دركلاس هنر نیز مجموعه ای از فعالیت های هنری به گونه ای طراحی می شوند كه یك دیگر را تكمیل كنند و در كنار هم زیباتر ، لذت بخش تر ، موثرتر و با معناتر جلوه كنند.برای مثال ، بچه ها پس از گوش دادن به یك قصه در باره ی عناصر آن ، اوج و پایان قصه گفت و گو می كنند. سپس خود را به جای قهرمانان قصه قرار می دهند و حركات و صدهای آن ها را تقلید می كنند.در باره ی قسمتی از قصه كه جذاب تر بوده و توجه آن ها را جلی كرده است. نقاشی می كشند و كاردستی درست می كنند. اگر كسی درمورد قسمتی از قصه ، شعری می داند ، آن را می خواند و بچه های دیگر با دست زدن او را همراهی می كنند. در پایان هر بخش هم ، بچه ها كارهای یك دیگر را می بینند و در باره ی كار خود برای دیگران توضیح می دهند و به توضیحات دیگران در مورد كار خود گوش می دهند.

7- یادگیری مشاركتی

      دانش آموزان از طریق مشاركت فعال در تجربه های هنری ، با حوزه های مفهومی و مهارتی بسیاری مواجه و آشنا می شوند و آن ها را یاد می گیرند. برای جلب مشاركت دانش آموزان ، باید علاقه ،‌ استعداد و نیازهای آنان را در نظر گرفت و به آن ها مسئولیت داد تا در برنامه ریزی ساعت درس هنر سهیم باشند و اجرای برنامه ها و حتی طرح مقررات و اجرای نظم كلاسی را برعهده گیرند.

      در مورد فعالیت های گروهی لازم است آزادی و حق انتخاب شریك ، برای دانش آموزان محترم شمرده شود. تشكیل گروه و تعیین موضوع فعالیت برعهده ی گروه است و معلم بر مشاركت فعال همه ی اعضای گروه نظارت كلی می كند. لازم است گروه یك نماینده داشته باشد كه اثر تولید شده را ارائه كند و چگونگی تهیه ی آن را گزارش دهد. پس از تولید اثر هنری نیز بچه ها در گروه های بزرگ یا كوچك به مشاهده ، بررسی وتوصیف آثار بپردازند وهر كس ، علاوه بر اینكه كار خود را برای دیگران توضیح می دهد ، در باره ی كاری كه دوستش انجام داده است ، اظهار نظر كند.

8- پویایی و استمرار

     اصل انعطاف پذیری به عنوان عامل درونی بر پویایی و استمرار برنامه درسی موثر است. تحولات ، نوآوری های هنری و فناوری های نوین در روش های تولید هنری ، نیز در گذر زمان به عنوان عوامل بیرونی بر این برنامه تاثیر می گذارند. مجموعه ی این عوامل بازنگری در برنامه توسط برنامه ریزان و روز آمد شدن آن را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل می كند.

اهداف برنامه ی درسی هنر    

     اهداف این برنامه درسی ، هم سطح با اهداف بخش فرهنگی و هنری ، در سه حوزه ی دانش ، مهارت و نگرش تدوین شده اند اما از آن جا كه هیچ مهارتی بدون دانش و آگاهی ایجاد نمی شود و هیچ فعالیتی بدون انگیزه و خواست انجام نمی پذیرد، تفكیك كامل این سه حوزه نیز امكان پذیر نیست. تفكیك صوری این حوزه ها از یك دیگر فقط برای سهولت طراحی قسمت های دیگر برنامه انجام شده است.

اهداف حوزه ی دانش

1- آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری

2- آشنایی با رشته های هنری (نقاشی ، كاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه گویی و نمایش)

3- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یك از رشته های هنری

4- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

اهداف حوزه ی مهارت

1- توسعه ی مهارت های حسی

2- توسعه ی مهارت های گفتاری

3-توسعه ی مهارت های حركتی برای كاربرد مواد ، ابزار و فنون ساده ی هنری

4- توسعه ی قابلیت ها ی تفكر

5- توانایی بیان افكار و احساسات در قالب های هنری

6- توسعه ی مهارت های اجتماعی

اهداف حوزه ی نگرشی

1- توجه به زیبایی ها و پرورش حس زیباشناسی

2- تمایل به ابراز افكار و احساسات

3- توجه به توانایی های خود و كسب اعتماد به نفس

4- علاقه به كاوشگری و كسب تجربه در رشته های مختلف هنری

5- توجه به حفظ آثار هنری و میراث فرهنگی

6- تمایل به برقراری ارتباط و مشاركت در فعالیت های گروهی